سلام دوستان من برگشتم
سفر بسیار خوبی بود جای همتون حسابی خالی بود اما در عوض برای تمامی دوستان خوبم دعا کردم.
صبح زود که به تهران رسیدم یاد خبر یکی از همکارانم افتادم که در مورد تغییر و تحولاتی که چندی
پیش راجع به آن بحث هایی مطرح بود فکر می کردم اینهم مثل خیلی از طرح ها فقط در مرحله
حرف باقی می مونه ولی باید اعتراف کرد از شانس من این بار خیلی زود تحقق عینی پیدا
کرد تا به دغدغه های من باز هم اضافه بشه.حالا دیگه چه باید کرد اصلا نمی دونم.
همشه این طور بوده که جای تحقق یافتن آنچه دوست داری با آنچه دوست
نداری عوض میشه و این اول گرفتاریته که خودشو نشون می ده.
رسم روزگاره و کاریش نمی تونی بکنی جز تحمل تا عادت
کنی امیدوارم مشکل شخصی ام که دوباره سر و کلش
پیدا شده اجازه بده.
پاییز مي آيد...ولي من چشمم دنبال زيباييهاي بهار است
و دلم دنبال لطافت و تازگي بهار
من انساني پاره...پاره ام
و هيچ فصلي نمي تواند مرا به هم وصل كند

