تبليغاتX
حرفهاي تنهايي - رمضان

حرفهاي تنهايي

درد ودل

رمضان

 


 آمده ای از پس سیصد و چند روز جدایی .

آمده ای تا باز آدم ها بوی معنویت و صفا را از لحظه ها استشمام کنند.

آمده ای تا ما را دوباره بر خوان گسترده الهی میهمانی کنی .

آه  که چه شوق انگیزاست میهمان  شدن به سفره ای  که  طعامش از گرسنگی است  و

 نوشیدنی هایش از تشنگی.

آسایشش نیاسودن است و لذایذش ترک لذت ها. آمده ای با افطارهای شوق انگیز و سحرهای

سحرآمیزت .

ما آماده ایم و به برکت شعبان لباس های پاکیزگی را پوشیده ایم و دست ها را در چشمه طهارت

شسته ایم و از عطر معنویت خوشبو شده ایم .

ما آماده ایم تا بی ریاتر شویم .

تا زلال تر در چشمه های معنویت جاری شویم پس آنگاه سرمست از شراب روحانی رمضان

شب های نورانی قدر را در أغوش بکشیم.

... خوش بو شده ایم

یازده ماه است که تو را انتظار می کشیم.

یازده ماه است که در خیال تو خواب روزه داری می بینیم .

چه شوق انگیز است نفس کشیدن در هوای تو.

در هوای تو که از عطر قرآن آکنده است. آسمان تو از ابرهای اجابت متراکم است .

ما در هوای تو به خدا نزدیکتریم. تو بهار قرآنی .

بهار حرف های خداوند که در گوش ملکوت پیچیده است .

شب های تو از دعا سرشار است و روزهای تو از بندگی لبریز ...

ما آماده ایم ...

سلام بر رمضان شهرا...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 3:46  توسط مارال عباسي  |